محمد مهريار

448

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىبينيم سكنهء آن رفته‌اند و در اطراف ايران مكاسب مختلف مشغول‌اند و پيرزنان و پيرمردان در اين ديه‌ها ، كسان و خويشان رفته را بيوسان هستند . بد نيست بدانيم كه در سنوات اخير در اين قسمت از كرانهء كوير لوت و بويژه محل چهارميل به منابع آب زيرزمينى بزرگى برخورده‌اند و ديه‌ها و مزارعى با آبيارى مصنوعى با چاه عميق احداث شده است كه حكم آنها و سرنوشتشان هرچه هست خوب يا بد به چاه عميق بستگى دارد . اگر مقامات دولتى در جنگل‌كارى كوير و مخصوصا نواحى كرانهء آن كوششى بسزا كنند اميد مىرود كه ديه‌هاى اين ناحيت احيا شود . واژه‌شناسى : زفرقند از دو جزء « زفر + قند » تركيب شده است . جزء اول آن همان « زفر » و « زفره » است كه تخفيف يافته و به اين صورت درآمده است و در نامواژه‌هاى ديه زفره و جفره « 1 » در اين‌باره توضيح داده‌ايم ، به معنى ژرف است ، ولى نوشتن آن با « ظ » تازى بىشك غلط است چون ؛ واژهء اصيل ايرانى را دليلى ندارد به املاى عربى بنويسند . اما جزء دوم « قند » مسلما به معناى شيرينى نيست و بىشك ما بين ژرف و عميق با شيرينى هيچ نسبتى نيست بنابراين « قند » هم تحريف يافتهء كلمهء ديگرى است و اين امر هم سابقه دارد و در بسيارى از اسامى از جمله در سمرقند و خوقند . حقيقت اين است كه كلمهء « قند » در اين ديه‌ها و شهرها تحريف يافتهء كلمهء « كنت » سغدى است و مىدانيم كه از سغدى در پهلوى اشكانى واژه‌هاى بسيارى راه‌يافته است و به حكم اينكه رسم الخط آرامى هم از روزگاران هخامنشى جريان و سريان بسيار داشته است اين اختلاط هم طبيعى و هم آسان مىنمايد . در برخى واژه‌ها خود « كند » آمده است . فى المثل كربكند اصفهان و تاشكند تركستان و بسيارى ديگر و به‌هرحال چه « كند » و چه « قند » ( چون « قند » از « كند » آمده است ) نشان دهندهء همان معناى كهن « كنت » است و به همان معناى شهر هم مىباشد . بنابراين كلمهء زفرقند معادل است با « زفركند » معادل است با « زفركنت » . و چون « زفر » همان « ژفر » پهلوى و « زفر » و « زفره » حاضر است . بنابراين زفرقند يا « زفركند » يعنى شهرى يا جايى كه با ژرفا نسبتى دارد . مثلا در كنار درهء ژرفى يا دشت وسيع ژرفى قرار داشته باشد .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : عنوان زفره در همين فرهنگ .